الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
131
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) زبانش كه گويا به قرآن گردد و گواه او باشد بدان ( در اينجا نزديك دو سطر از عبارت حديث كه در حديث اول گذشت ، افتاده و ممكن است به زور اين عبارت را درست دانست ، از مجلسى ره ) و دو چشمش كه با آنها بيند و دو گوشش كه با آنها شنود و فرض شده است بر دل جز آنچه فرض شده است بر زبان و فرض است بر زبان جز آنچه فرض است بر دو چشم و فرض است بر دو چشم جز آنچه فرض است بر گوش و فرض است بر گوش جز آنچه فرض است بر دو دست و فرض است بر دو دست جز آنچه فرض است بر دو پا و فرض است بر دو پا جز آنچه فرض است بر فرج و فرض است بر فرج جز آنچه فرض است بر چهره ، اما آنچه از ايمان كه بر دل فرض است اقرار است و معرفت و تصديق و تسليم و عهدهدارى و رضايت به اين كه نيست شايستهء ستايش جز خدا ، يگانه است و شريك ندارد ، يكتا است ، بىنياز است همسرى و فرزندى نگرفته است و به اين كه محمد ( ص ) بنده و رسول او است . ( 2 ) 8 - حفص بن خارجه گويد : شنيدم امام صادق ( ع ) مىفرمود ( در پاسخ اين كه مردى از او در بارهء گفتار مرجئه نسبت به معنى كفر و ايمان پرسيده بود و گفته بود : آنها بر ما حجت مياورند و مىگويند : چنانچه كسى كه نزد ما كافر است نزد خدا هم كافر است ، پس كسى كه به حكم اقرارش ما او را مؤمن بدانيم نزد خدا هم بايد مؤمن باشد ) امام در پاسخ فرمود : سبحان الله چگونه اين دو يكسانند ؟ كفر به اعتراف خود بنده محقق شود و پس از اعتراف او به كفر ، بيّنه و گواهى از او نخواهند ، ولى ايمان دعوى او است كه ثابت نشود جز با بينه و دليل و بينه او كردار و نيت با اقرار موافق